حسن مرسلوند
44
زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي )
سردار نصرت ، حسين [ اسفنديارى ، عدل السلطنه ] سردار نصرت اسفنديارى فرزند وكيل الملك دوم مرتضى قلى اسفنديارى ، در سال 1281 قمرى متولد شد . ابتدا رئيس پست كرمان ، رئيس توپخانهء كرمان و بلوچستان و سپس با دريافت لقب عدل السلطنه ، رئيس قواى نظامى اين حدود شد . هجده سال عهدهدار اين پست بود ، سپس معاون حكمران و بعد با لقب سردار نصرت فرمانرواى كرمان و بلوچستان شد . او براى احراز مقام حكمرانى كرمان دست به تلاشهاى رذيلانه زد و از تحريك به جنگ شيعى و شيخى گرفته تا حمله به اقليتهاى مذهبى ، همه را براى رسيدن به مقصود سياسى خويش تدارك ديد . او كار را به جايى رساند كه از موقعيّت روحانى نيكنام كرمان آيتالله محمد رضا كرمانى كه از شاگردان ملا محمد كاظم خراسانى ، بود نيز استفاده كرد و با تحريك آيتالله و ايجاد هرج و مرج و آشوب مسبّب دستگيرى او توسط ظفر السلطنه ، حاكم ظالم كرمان و در نتيجه موجب فلك شدن آيتالله و تبعيد وى به نصرتآباد شد . آيتالله محمد رضا كرمانى پس از تبعيد ، هنگامى كه اسفنديار خان بچاقچى سردار كرمانى بهعنوان دلسوزى ، سبب تحريكات و تظاهرات كرمان را از او مىپرسد ، در جواب مىگويد : « چه بكنم و الله و بالله من تقصير نداشتم و ندارم ! حال كه گذشت و كار من هم به اينجا رسيد ، ولى خدا گواه است من كارى نكردم . همه را اولاد محمد اسماعيل وكيل الملك كردند ، خدا آنها را مؤاخذه كند ، در حق من كسى اين دشمنى را نكرد مگر عدل السلطنه ( سردار نصرت ) ، تا مرا به روز سياه نشانيد . نمىدانم چه عداوت با من داشت . جميع اين كارها از روز اول تقصير او بود و او مرا به اين حركات وادار كرد و الا به مخيلهء من چنين كارها نمىگذشت . عدل السلطنه ( سردار نصرت ) تمام مقصودش پيشرفت سياست و كار خودش بود . مرا جلو انداخت و روزگارم را بدينجا رسانيد . حتى همين ديروز صبح كه والى فرستاد پيش من كه بستىها را بدهم ، و الله خودم خيال داشتم آنها را بفرستم ؛ ولى عدل